۱۳۹۴ فروردین ۵, چهارشنبه

نود و سه که این جوری شروع شده بود سال عشق ورزیدن بود ؟ نبود .

اگر پیش از این بود فکر می کردم نود و چهار سال زر زر خواهد بود اما حالا این برایم خرافات است . چون نود و سه را با کلمات عاشقانه شروع کرده بودم . من و آرین هر شب تا صبح با هم تلفنی حرف می زدیم . من نینجا فروت بازی می کردم و اهن و اوهون می کردم چون من خیلی از پشت تلفن حرفم نمی آید اما راه می آمدم با آرین . می گذاشتم آرین حرف بزند . آرین هم با من راه می آمد . می گذاشت من حرف نزنم . می پرسید چه عطری می زنم . من می گفتم شنل که دروغ نبود اما همهء حقیقت هم نبود . عطر خیلی گران شده . کی این را نمی داند ؟ من همیشه یک عطر ارزان قیمت می زنم . چون عادت دارم همیشه عطر بزنم . این عادت برای وقتی ست که عطر گران نبود و ما آدم های طبقهء متوسط هم می توانستیم عطر بزنیم . بعد همه چیز گران شد و ما به دو دستهء طبقهء متوسط رو به بالا و طبقهء متوسط رو به پایین تقسیم شدیم . و به زودی به طبقهء مرفه و طبقهء فقیر جامعه می پیوستیم چون با این وضعیت چیزی از طبقهء متوسط باقی نمی ماند . ما هنوز به طبقهء فقیر نپیوسته بودیم و مثل شاهزاده ای که نمی خواهد باور کند تاج و تختش را از دست داده از بنتون خرید می کردیم و عطر های گران قیمت می زدیم . اما خیلی پرهیزکارانه و به ندرت . من هم این عطر را دارم برای وقت هایی که میخواهم خیلی شیک و متشخص و مجلسی به نظر برسم . پیش کی شیک به نظر برسم ؟ فقط خدا می داند . و برای وقت هایی که یکی از آن سر دنیا می پرسد چه عطری می زنم .
فردا شبش می گفت بوی خوبی می دهم . رفته بود توی یک عطر فروشی شنل را بو کرده بود . این جوری به هم عشق می ورزیدیم .