۱۳۹۵ اسفند ۲۱, شنبه

هوممم . هیچی . به دل نگیر یاسمن . خوب ؟

من هیچ وقت موهایم را قرمز نکردم . نخواهم کرد . آدم های مو قرمز را هم خوشم نمی آید . خاله ام موهایش قرمز است و شامل این جمله نمی شود . اما این باعث نمی شود این جمله را این جوری بگویم که با این که موهایش را قرمز کرده خیلی بهش می آید و فلان . نه . خیلی هم بهش نمی آید . خیلی هم بی سلیقه گی . اما خاله ام است و خاله اش را آدم هر جوری خوشش می آید . 
حتی اگر شما که داری این ها را می خوانی موهایت را قرمز کرده باشی خیلی بی سلیقه ای . این از من . خوب یک کم نگران شدم . من یادم نمی آید موهای یاسمن آخرین باری که دیدمش چه رنگی بوده . یعنی یادم هست سالاد سفارش داد . روی میز شمارهء یک نشست . بعدش چای نوشید . و جزئیات بی اهمیتی از این دست . اما یادم نیست رنگ موهایش چه رنگی بود . و اکر یاسمن رنگ موهایش قرمز باشد و این سطور را بخواند و به دل بگیرد چی ؟ 
مثلا مهم است که تو فکر کنی موهای من از فرط شانه نکردن و آرایشگاه نرفتن و شلختگی ، این همه مضحک شده ؟ هر چند همیشه هدفم توی زندگی این بوده که داف باشم و تو دل برو باشم . اما نشد . شما هم به قرمز بودگیت ادامه بده . 

به تو چه ؟ این چیزی ست که باید در جوابم بگویی و هر جور که هستی را ادامه دهی .