۱۳۹۵ مرداد ۲۸, پنجشنبه

آیا بال زدن پروانه ای در تهران این تندبادها را توی نیجریه بوجود اورده ؟ هیچ بعید نیست .

تا می خواندی از ذهنت می گذشت که آن ها را فرستادید جنگ و حالا از خانواده های شان حمایت می کنید ؟ اوف بر شما ! آن ها حمایت می خواهند چه کار ؟ بچه های شان را می خواهند . هر کودنی این را می فهمد . جز شما که خیلی پیر و خرفتید . خوب که چی ؟ 
همین جوری که آرایش می کردم خبر ها را می خواندم و پر واضح است که فحش و فلان . چرا می خواندم ؟ چرا نمی توانستم توی آینه به خودم نگاه کنم که زیباتر می شوم و لذت ببرم ؟ چه مهم است وقتی بوکوحرام فیلم دخترهایی را نشان می دهد که دو سال پیش دزدیده . دو سال پیش و چی از این وحشتناک تر ؟ و من مطلقا ، مطلقا هیچ کاری از دستم بر نمی آید ؟ چرا باید زندگیم را با اخباری سپری کنم که میلیون ها کیلومتر از من دورند و من توی شکل گیری شان هیچ ، هیچ نقشی نداشته ام ؟ من توی این دنیا بیشتر از یک رای بدهم یا ندهم مسئولم ؟ حتی دیگر از پس همین هم بر نمی آیم . همین نرگس محمدی  کافی نیست ؟ برای همهء عمرم کافی نیست ؟ همین که حساسیت دارم و هر روز بی دلیل اشک می ریزم و اشک می ریزم ؟ روضه ام خودم . حتی همین حالا که دارم می نویسم و ساعت از دو نیمه شب گذشته دارم اشک می ریزم ، اما نه برای دخترهای نیجریه ای ، برای این که مجبورم . 
من یک روز زیر بار این خبر ها له می شوم و چرا نشوم ؟