۱۳۹۴ اسفند ۶, پنجشنبه

نه با چسب زخم

من فردا می روم رای می دهم . صبح نمی روم . هر وقت میلم کشید می روم . با رفقا هم نمی روم . جز هشتاد و هشت که با رفقایم رفتم توی صف ایستادم و بعدش هم جشن و پایکوبی و فلان ، باقی ِ انتخابات ها رای داده ام بی رفقا . از این صندوق به آن صندوق نرفته ام . دنبال صندوق شلوغ هم نگشته ام . خلوت ترین ساعت روز را انتخاب کرده ام و توی خلوت ترین محل اخذ رای دنیا رای داده ام . وقتی رای ام را دادم بی آن که تلاش کنم انگشت جوهری ام را پاک کنم ، از روی میز آب نباتم را برداشته ام و گذاشته ام توی کیفم و پیاده برگشته ام خانه . تا مدت ها فراموش کرده ام آب نباتم را بخورم و درست روزی که داشتم ته کیفم دنبال پول خورد می گشتم پیدایش کرده ام . استعاره ای به کار نیست . من همیشه نسبت به خوردن آب نبات بی میلم . اما نسبت به برداشتن هر چیزی که بهم تعارف می کنند میل شدیدی دارم و نتیجه اش می شود آب نبات هایی که گاه و بی گاه از ته کفم پیدا می کنم و توی شلوغی مترو می جوم . خرچ خرچ . 
بعدش با کسی تماس نگرفته ام که رای دادی ؟ ندادی ؟ آدم دنیا به تخممی نیستم ، اما خوب گفتنی ها را گفته اند و شنیده اند و دلشان نخواسته رای بدهند . به تخمم ! 
خیلی آدم صلح و کیوت و فلانی هم نیستم که آی فردای انتخابات . آدم هایی که به شعورم بابت انتخابم که رای دادن است توهین می کنند من را می شناسند . خوب می دانند که سیاست را دنبال می کنم . اخبار را دنبال می کنم . خیلی می خوانم ، خیلی مبارزه می کنم و انتخابم از روی جهل نیست . اما اگر هنوز اصرار دارند من را بی شعور خطاب کنند خوشحال می شوم انتخابات فرصتی بهشان بدهد که من را بی شعور خطاب کنند تا بدانم باید کنارشان بگذارم . یعنی خوب هفتاد میلیون یا بیشتر آدم توی این کشور زندگی می کنند و هیچ اصراری ندارم با کسی که این جوری نگاهم می کند معاشرت کنم . از قضا من هم یک عده ای را بی شعور خطاب می کنم که می توانند من را از لیست معاشرین شان حذف کنند . آن هایی که وقتی حرف از رای دادن می شود شناسنامه های تخمی شان را به رخم می کشند . آن هایی که رای شان بستگی به معاشرین دور برشان دارد . اصلا هر چی آدم مذبذب فلان . و آدم های دیگری که حوصلهء توضیح دادن ندارم . 

باری ! بعد از این که سنم رسید به سن قانونی و رای دادن و فلان ، بعد از اولین انتخابم که خاتمی بود و اصلاحات ، توی تمام انتخابات ها شرکت کرده ام و به اصلاحات رای داده ام . اصلاحات برای من یک شخص نبوده . هر چند که خاتمی را قبول داشته و دارم . اما اصلاحات برای من یک راه است . هیچ وقت بابت انتخابش سر افکنده نبوده ام . فردا هم نخواهم بود . هیچ ابایی ندارم که نام ری شهری را توی برگهء رای ام بنویسم . چرا ؟ حوصلهء توضیح دادن ندارم .