۱۳۹۳ تیر ۲۵, چهارشنبه

یکی باید به مامان می گفت همیشه درست ترین است ، حتی وقت هایی که درست ترین نیست .

هیچ وقت دلم نخواسته با پدر و مادرم رفیق باشم . اصلا نمی فهمم آدم ها چرا فکر می کنند رفیق بهتر است . برای من مادر بهتر است . رفیق هم بهتر است . هر کس هر جا که هست بهتر است . حتی خواهره که خیلی رفیقم بوده بیشتر خواهر است چون خواهر خیلی جایش فرق دارد و خیلی عزیز تر است . رفیق هم عزیز تر است . هر کس هر جا که هست عزیز تر است .
یعنی می خواهم بگویم من مادر و پدرم را همین جوری که هستند می خواهم . هیچ وقت دلم نخواسته کول تر باشند که بشوند رفیق چون خیلی کول ترند . لازم است بگویم رفیق کولتر است و هر کس هر جا که هست کول تر است ؟
بنظرم پدر و مادرم خیلی درستند و هیچ وقت این نوشته را نمی خوانند که بفهمند من چقدر پشتم به بودنشان گرم است و حیف از آن لحظه های نکبت زندگیم که یک جوری بودم که فکر می کردند من دلم می خواهد یک جور دیگری باشند اما من همیشه همین جوری که بودند از همه قبول ترشان داشتم .