صبح از خواب بیدار می شوم و فکر می کنم دلم می خواهد از امروز یک جور دیگر زندگی کنم. هر چند نمی توانم بزنم زیر همه چیز و دوچرخه ام را بردارم و بروم دور دنیا را بگردم. چون دوچرخه ندارم و علاقه ای به رکاب زدن ندارم و میلی به دیدن کل دنیا ندارم.
ساعت هفت و پانزده دقیقه ست و من اغلب صبح ها که از خواب بیدار می شوم میل به خوابیدن دارم. نه هیچ چیز دیگری. همیشه می خوابم تا هر وقت دلم خواست و وقتی بیدار شدم به هیچ جا نرفتن، هیچ کاری نکردن و هیچی نشدن فکر می کنم.
بانک آینده و مرکز زیبایی زرنوش تولدم را تبریک گفته اند. بهمراه بیست هزار تومان تخفیف خدمات زیبایی. امروز سی و پنج ساله می شوم و مانند آیت الله هیچ حسی ندارم.