۱۳۹۶ مرداد ۲۸, شنبه

پدر مریم میرزاخانی جایی می گفت از مریم هزار تا داریم. انقدر فروتن. انقدر قشنگ. آن وقت من اصرار داشتم بگویم توی عشق بیمزه و کشدارم هم منحصر به فردم. پووف!

من سال های زیادی دوست نداشته شدم . یعنی خیلی جدی دوست پسرم دست از سرم بر نمی داشت. هی می رفت و می آمد که جدی تر و عصبی تر دوستم نداشته باشد. توی دوست نداشتنش حسابی پیگیر و مصمم بود. این بلایی بود که هشتاد و هشت سر ما اورده بود . داشتیم انتقام نشدن های خیابان های تهران را از هم می گرفتیم. دوست پسرم از من. من از خودم. بیخود سیاسیش نکنم که به داستان ِ بی سر و تهم اعتبار بدهم. می شود هم ربطش داد به دیوثی مثلا.  هر چی.  هر ژانگولری بلد بودم سوار کردم که دوست داشته شوم. دارم اغراق می کنم لابد. همیشه بیشتر از بیشتر وجود دارد. بیشترین. مثلا قرص که نخوردم بیفتم بیمارستان. خوردم؟ از من نخواهید بگویم چی داشت که فلان. هیچی نداشت. کتاب های میم مودب پور. به همان رقت انگیزی. کشدار و بیمزه. این چیزی بود که بودیم. هیچ کس منحصر به فرد نیست. ما ولی توی بیمزگی مان منحصر به فرد بودیم. بعله اغراق می کنم. همیشه منحصر به فردتر هم وجود دارد. منحصر به فرد ترین. 
بعد برای این که انتقام بگیرم رفتم توی چند تا رابطهء دیگر که دوست نداشته باشم. که خیلی نپایید. چون حوصله ام سر رفت. 
بعدش دوست پسر سابقم یک روز برگشت که بگوید رفته نشسته رو بروی دم دستگاه رسول اف ها گردن کج کرده که راهش بدهند توی بازی و ندادند و فلان . فلان فحش بود. نه که مثل من فحش بدهد . فحش بده نبود. چی بود؟ یادم نیست. فقط یادم هست که همه چیز خیلی کشدار و بیمزه بود و تمام شد. یکی از روزهای گرم مرداد که هوا به قدر کافی برای تمام شدن گرم و راکد هست. بعد از دو سال نیامده بود بگوید دلش برایم تنگ شده، بدون من نمی تواند، کجا بودی این همه وقت. آمده بود این داستانِ رقت انگیزش را برایم تعریف کند. پووف! تو قرار نبود شبیه بقیه باشی.
نشسته بودم روی تشک اتاق پایین و بوی نا می آمد و گرسنه بودم. 
فکر کردم اگر آن ها راهش می دادند می شد یکی از آن ها. حالا که داشت فحش می داد بابت این بود که چیزی بهش نرسیده بود. وگرنه نمی رفت. از اول نمی رفت. هان؟ حالا شما داری فکر می کنی لابد من هم که دارم فحش می دهم فلان. من هم فکر می کنم شما فلان . که مهم نیست ما دربارهء هم چی فکر می کنیم. اما این آدم، مهم بود و نتیجه تمام سال های عاشقیت من بود! الاغ!