۱۳۹۵ آذر ۱۹, جمعه

Solutions for a Smarter Planet

من عاشق دیدن تبلیغاتم . روزی چهل دقیقه تبلیغ می بینم . زندگی های سفیدی که از تمیزی برق می زنند . لبخند های از سر رضایت . حتی وقتی دارند تخم مرغ نیمرو می کنند . خوب توی زندگی واقعی این شکلی نیست . کافیست آن لباس های سفید را تنت کنی و تخم مرغ را بریزی توی ماهی تابه و روغن همه چیز را خراب کند . بعد از نیمرو دیگر هیچ چیزی برق نمی زند . تمیز کردن گاز با دستمال های چرب آشپزخانه هم نتیجه ای غیر از مات شدن قسمت بزرگی از گاز ندارد . پووف .

وقتی از سر کار بر می گردم چهل دقیقه تبلیغ می بینم . چهل و چهار دقیقه . هر چی . بعد که از تبلیغ دیدن فارغ می شوم از آشپزخانه صدا می شنوم . خیلی واضح . نه صداهای الکی ِ هر شب . خیلی واضح یک نفر دارد از توی کابینت لیوان بر می دارد . یکی در را باز می کند . می روم و می بینم هیچ کس توی آشپزخانه نیست که از توی کابینت لیوان بر دارد . و همه خوابند . حتی گربه ها . حتی تبلیغ ها . مسواک می زنم و خودم را توی آینه می بینم . موهام در بدترین حالت ممکن است و مهم نیست . چون من یک روزی شبیه تبلیغ ها زندگی خواهم کرد . همیشه قشنگترین موها را خواهم داشت و سفید ترین دندان ها . شب بخیر .