۱۳۹۵ مهر ۱۰, شنبه

بهر حال من معتقدم « در جستجوی زمان از دست رفته » مال قبل از سی سالگی ست و هر چند تا تولدم بیست روز مانده اما دیگر خودم را سی و یک ساله می دانم و دیر شده . ببخشید آقای پروست !

ماریون کوتیار گفته بود هیچ نقشی توی طلاق برد پیت و انجلینا نداشته . پلیس تحقیقاتش را دربارهء برد پیت شروع کرده بود ، انجلینا خواهان گرفتن حق حضانت هر شش فرزندشان شده بود و عصر جمعهء من با خواندن خبرهای خانوادهء نه حالا خوشبخت پیت ها می گذشت . هر چند هیچ وقت برد پیت و انجلینا برای من موضوع جالبی نبودند . 
مثلا سه بار ویدیوی ها تو لرن تو جاگل را نگاه می کردم اما شک ندارم هیچ وقت امتحانش هم نمی کردم . کلن داشتم بیهودگی می کردم . 
قبلش فکر کرده بودم بروم کلاس یوگا یا شنا ؟ نه خیلی زیاد . چون حوصلهء فکر کردن نداشتم . 
از خاطرم نمی گذشت بروم سینما و فروشندهء فردهادی را ببینم ؟ وقتی بیم این می رفت که هر لحظه یک جمله ای یک جا بخوانم و داستان لو برود ؟ نمی توانستم از جستجوی زمان از دست رفته را شروع کنم ؟ نمی شد بروم پیش مامان دراز بکشم ؟ فقط دراز بکشم ؟ 

حقیقتا کار بهتری برای انجام دادن نداشتم ؟ نداشتم .