۱۳۹۵ تیر ۱۶, چهارشنبه

من توی هیچ دسته ای نمی گنجم . چون جزء دستهء منتظرانم .

منتظر تماس علی یارم . من نمی دانم علی یار کیست . اما انقدر بدبخت شده ام که باید بنشینم تا علی یاری که نمی دانم کیست و از کجا معلوم خوب باشد و نکند بخواهد اذیت کند و بازی در بیاورد و فلان ، تماس بگیرد . 
من علی یار را چند باری دیده ام . از این پسر هایی ست که روزی سه تا شبیهش را توی کافه می بینم . از لحاظ ریش و عینک . سیگار کنت اچ دی می کشد و پاچهء شلوارش را تا می کند بالا . و من وقتی پاچهء شلوارش را دیدم فکر کردم چی شد که این شکلی مد شد ؟ نه از لحاظ بدی . کلن . و به نتیجهء خاصی نرسیدم . وقتی خط لب و ریش پرفسوری منسوخ نمی شود چرا این شکلی مد نشود ؟ 
حتی الان می توانم گوگل کنم ببینم علی یار چی کاره ست اما حوصله ندارم . 
لعنتی جواب بده . این چیزی ست که بهش می گویم . به خودش توی دل خودم . به خودش حیاط خانه ای را که قرار است با هم اجاره کنیم نشان می دهم تا اغوایش کنم . صندلی های قشنگ آشپزخانه . و از کلمات ِ مبتذلی مثل جذاب و فلان استفاده می کنم . بشتابید که غفلت موجب پشیمانی ست . 
اما جواب نمی دهد و تعطیلات است و شاید علی یار جایی کنار ساحل در حال آفتاب گرفتن باشد یا توی ماسال چادرش را علم کند برای خواب بعد از ظهر . مثلا . هر چی . 
چون منتظرم هیچ کاری ازم بر نمی آید . من آدم چند تا کار همزمان نیستم . اگر منتظرم نمی توانم به کاری غیر از انتظار کشیدن بپردازم . می توانم کمرم را بخارانم ، دست بکشم لای موهام ببینم امروز چند تا از موهای سرم می ریزند ، بروم در یخچال را باز کنم و ببندم و کار هایی از این دست . در حالیکه علی یار دارد توی جاده تام ویتس گوش می کند .
چای هم می نوشم . چون از باز کردن در یخچال هیچ نتیجه ای نگرفته ام . با بدمزه ترین شیرینی دنیا چای ام را می نوشم و اخبار را می خوانم . « کوک » توی برج اسکان . اکیدا ازش شیرینی نخرید . شورینی هم نخرید . کوفت هم نخرید
عکس های خانه ای را که اگر شانس بیاورم صاحب یکی از اتاق هایش می شوم را نگاه می کنم و پروفایل پیکچر ها را لایک می کنم و اخبار را می خوانم . توی عراق دویست نفر مرده اند . انگلیس حذف شده . دختر صفدر ! امان از دختر صفدر . 
و عباس کیارستمی مرده . 
آدم ها سه دسته اند . دسته اول آن هایی هستند که ابراز ناراحتی می کنند و محکوم می کنند . دستهء دوم آن هایی هستند که دسته اول را بابت عزاداری و ابراز ناراحتی شان محکوم می کنند . دستهء سوم آن هایی هستند که دستهء دوم را بابت محکوم کردن شان محکوم می کنند . توی هر اتفاقی . دختر صفدر یا مرگ کیارستمی . 

در حالیکه می توانیم ساکت باشیم . عباس کیارستمی مرده و افسوس ، این چیزی ست که باید بخوریم .